افسانه هستی

+ حمله به یک زن ایرانی در مسجد النبی

جمهوری اسلامی نوشت:

شب جمعه گذشته در مسجدالنبی مدینه منوره زن جوانی که مشغول خواندن دعا و زیارتنامه در حرم نبوی بود مورد حمله ناجوانمردانه ماموران سعودی قرار گرفت .

ماموران سعودی این زن ایرانی را که در گوشه ای از حرم پس از نماز مغرب و عشا مشغول قرائت دعا بود با باتوم و مشت و لگد به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و او را دستگیر کردند.

این صحنه تاسف بار و بی سابقه موجی از تنفر و عصبانیت را در میان زائران ایرانی و سایر زوار کشورهای خارجی حاضر در حرم نبوی بوجود آورد.

 

شاید بهتر باشه که مسولین از کاردار عربستان توضیح بخواهند .

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۳٠
تگ ها:


+ من باور دارم ............

که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آنها همدیگر را دوست ندارند نیست 

و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آنها همدیگر را دوست دارند نمى باشد.


من باور دارم ....
که ما مى توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.


من باور دارم ...

که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من

 

این حق را نمى دهد که ظالم و بیرحم باشم.

 

 

من باور دارم ...
که زمان زیادى طول مى کشد تا من همان آدم بشوم که مى خواهم.

 

من باور دارم ...
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا

 

و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آنها را مى بینم.


من باور دارم ...
که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم.

 

من باور دارم ....
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

 

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد،

 انجام مى دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.

 

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند،

به کمک ما مى آیند و ما را نجات مى دهند

 

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۳٠
تگ ها:


+ زندگی به همراه عشق

درویشی قصه زیر را تعریف می کرد: یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود. وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است آدم مهربانی مثـل او حتما ً به بهشت می رود. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کیفیت فراگیر نرسیده بود و استـقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد. فرشته نگهبانی که باید او را راه می داد نگاه سریعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به جهنم فرستاد. در جهنم هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود. مَرد وارد شد و آنجا ماند . . . چند روز بعد شیطان با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت: « این کار شما تروریسم خالص است! » نگهبان که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید: چه شده ؟ شیطان که از خشم قرمز شده بود گفت: « آن مَرد را به جهنم فرستاده اید و آمده وکار و زندگی ما را به هم زده.از وقتی که رسیده نشسته و به حرف های دیگران گوش می دهد و به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در جهنم با هم گفت و گو می کنند یکدیگر را در آغوش می کشند و می بوسند. جهنم جای این کارها نیست! لطفا ً این مَرد را پس بگیرید!! » وقتی قصه به پایان رسید درویش گفت: « با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند! »
نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٦
تگ ها:


+ تقدیم به دوست عزیزم مهناز

  بدون اراده متولد می شویم،با حیرت زندگی میکنیم و سپس با حسرت میمیریم،اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است.تقدیم به بهترین

  بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست و قشنگترین روزم روز دیدار توست

  حدیث عشق من و تو،حدیث ابر بهاریست،تو از قبیله لبخند،من از قبیله اندوه.فضای فاصله صد آه،فضای فاصله صد کوه،تو از سپیده و نوری،من از شقایق گلگون

خدا دوست دارد لبی که ببوسد..

.

.

نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد

 

هیچوقت نگـفته اند که به زور باید لبخند زد ٬
.
.
بعضـی وقتها باید تا نهـایت آرامش گریست.
.
.

آن گـاه تبـسمی مهمـان لبــهایت می شود
.
.
..
کـه زیبـاتـر از رنگیـن کـمان بعد از بـاران است!

 

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٤
تگ ها:


+ مادر تکه ای از خدا

ما در ای والاترین رویا ی عشق

ما در ای دلوا پس فردای عشق

ما در ای غمخوار بی همتا ی من

اولین و آخرین معنای عشق

زندگی بی تو سراسر محنت است

زیر پای توست تنها جای عشق

ما در ای چشم و چراغ زندگی

قلب رنجور تو شد دریای زندگی

تکیه گا ه خستگی ها یم توئی

ما در ای تنها نرین ما وای عشق

یا د تو آرام می سا زد مرا

از تو آهنگی گرفته نا ی عشق

صوت لالائی تو اعجا ز کرد

ما در ای " پیغمبر زیبای عشق "

ما ه من پشت و پنا ه من توئی

جا ن من ای گوهر یکتا ی عشق

دوستت دارم تو را دیوانه وار

از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق

ای ا نیس لحظه های بی کسی

در دلم برپا شده غوغای عشق

تشنه آغوش گرم تومنم

من که مجنونم توئی لیلای عشق

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢۳
تگ ها:


+ نامه ویکتور هوگو به فرزندش

 

قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
 و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :
" این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...

 

ویکتور هوگو

 

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٠
تگ ها:


+ سخنان کوتاه اما عمیق و پر معنی

 

باد می وزد

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

خوب گوش کردن را یاد بگیریم

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اگر در کاری موفق شوی ، دوستان دروغین و دشمنان واقعی

بدست خواهی آورد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستی قلبی

فردا میشکند دگری قلب تو را  . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٦
تگ ها:


+ یک عکس با چندین برداشت

http://inlinethumb62.webshots.com/41661/2565778670105101600S600x600Q85.jpg

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٦
تگ ها:


+ زوج ایرانی ایتالیایی، پیست اسکی آبعلی نزدیک تهران، دی ماه 1336

Persian-Italian Couple in Abali Ski Trail, near Tehran, Persia, January 1958 by eshare.
نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٦
تگ ها:


+ زندگی سخت نیست اگر بدانیم ...

عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم

راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم .

نگهداشتن دوستان خوب گرانبهاست به سادگی از دست ندهیم .

سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم .

طبیعت پر از لطف است نامهربانی نکنیم .

زندگی آسان است آنرا مشکل نکنیم .

دنیا پر از زیبائیست چشمانمان را بسادگی نبندیم .

ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم .

رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرویم .

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٩
تگ ها:


+  

سرباز آمریکائی بر روی الاغ :طنز ایران

سرباز آمریکائی بر روی الاغ :طنز ایران

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٩
تگ ها:


+ اینم یه جور نگاهه

کاریکاتوری زیبا از نگاه یک مرغ به توپ فوتبال : طنز ایران

کاریکاتوری زیبا از نگاه یک مرغ به توپ فوتبال : طنز ایران

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٩
تگ ها:


+ زمان را بهترین حلال مشکلات میتوان دانست

نیکوس کازانتزاکیس (نویسنده زوربای یونانی ) تعریف می کند که در کودکی ، پیله کرم ابریشمی را روی درختی می یابد، درست زمانیکه پروانه خود را آماده می کند تا از پیله خارج بشود.کمی منتظر می ماند، اما سرانجام – چون خروج پروانه طول می کشد- تصمیم می گیرد به این فرایند شتاب ببخشد. با حرارت دهان اش پیله را گرم می کند، تا اینکه پروانه خروج خود را آغاز می کند.اما بال هایش هنوز بسته اند و کمی بعد،می میرد.

کازانتزاکیس می گوید : بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود، اما من انتظار کشیدن نمی دانستم. آن جنازه کوچک ، تا به امروز، یکی از سنگین ترین بارها بر روی وجدانم بوده. اما همان جنازه باعث شد بفهمم که فقط یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد : فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان.بردباری لازم است،نیز انتظار زمان موعود را کشیدن ، و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده است.

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٦
تگ ها:


+ آموزه های مدیریتی

مصاحبه شغلی

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر ام آی تی پرسید: «و برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»

مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود

مدیر منابع انسانی گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه کامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیک و مدل بالای در اختیار چیست؟»

مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی می کنید؟

مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما اول تو شروع کردی.

 

کارمند تازه وارد

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»

صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟»

کارمند تازه وارد گفت: «نه»

صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.»

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با کی حرف میزنی، بیچاره.»

مدیر اجرایی گفت: «نه»

کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.

 

 

اشتباه موردی

کارمندی به دفتر رئیس خود می رود و می گوید: «معنی این چیست؟ شما 200 دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید

رئیس پاسخ می دهد: «خودم می دانم، اما ماه گذشته که 200 دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ شکایتی نکردی

کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من اشتباه های موردی را می توانم بپذیرم اما وقتی به صورت عادت شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم

 

زندگی پس از مرگ

رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟

کارمند: بله!

رئیس: خوب است. چون وقتی صبح امروز برای شرکت در مراسم تشییع جنازه پدربزرگتان اداره را ترک کردید، او به اینجا آمد و گفت که می خواهد شما را ببیند.

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٤
تگ ها:


+ پانزده درصد دختران زیبای کانادایی، ایرانی‌اند



به همراه معرفی شش کاندیدای ایرانی دختر شایسته کانادا 2009

آن کدام رویداد است که سالیانه نزدیک به 10 میلیون نفر از سراسر دنیا پای تلویزیون‌هایشان به تماشای آن می‌نشینند و خبرش تمام دنیا را پر می‌کند؟ نه منظورمان مراسم اختتامیه المپیک یا فینال جام جهانی فوتبال نیست که مراسم انتخاب "دوشیزه‌ی عالم" یا همان دختر شایسته‌ی سال است.
حدود نیم قرن پیش در کارخانه‌ی سرگرمی و رویاها، ایالات متحده‌ی آمریکا، بود که این رسم شروع شد که هر سال دخترانی از سراسر ایالت‌ها و سپس کل کشور و سپس کل دنیا انتخاب شوند و عنوان "دختران سال" بگیرند. جالب این‌جاست که با گذشت بیش از نیم قرن و جنجال‌های بسیاری که حول این مراسم بوده این مراسم هنوز پابرجا مانده است. طبیعی است که انتخاب دختران بر اساس زیبایی به مذاق بسیاری از فعالان حقوق زن خوش نیاید اما پس از کوران انقلاب جنسی و به قول بعضی‌ها دوران پست-فمینیسم، این مراسم هنوز پابرجا و محبوب مانده است گرچه دو انشعاب مهم هم داده است و در نتیجه در حال حاضر سه مراسم بین‌المللی بزرگ برای انتخاب دختر شایسته وجود دارد.
این سه را با تلاش برای ترجمه‌ی فارسی می‌توان اینچنین نامید: دختر جهان (Miss World)، دختر عالم (Miss Universe) و دختر زمین (Miss Earth). "دختر عالم" در سال 1951 به این مناسبت تشکیل شد که که یکی از شرکت‌کنندگان در "دختر جهان" حاضر به پوشیدن مایوی شنا نبود و از رقابت‌ها کنار گذاشته شد و این‌جا بود که مراسمی جدید تاسیس شد تا پوشیدن مایو و بیکینی برای شرکت‌کنندگان در آن اجباری نباشد. "دختر زمین" نیز از اختراعات اوایل قرن بیست و یکم و افزایش نگرانی‌های محیط‌زیستی است. برنده‌ی آن در واقع سفیر محیط‌زیستی است که در سراسر دنیا سفر می‌کند و محافظت از محیط زیست را تبلیغ می‌کند. (نمونه‌ی چهارمی به نام "دختر بین‌المللی" (Miss International) نیز هست که بیش از چهل سال سابقه دارد و در سی سال گذشته هر سال در ژاپن برگزار شده است اما به علت بُعد و محبوبیت و شهرت کمتر نمی‌توان آن را همپای سه رقابت بزرگ‌تر دانست).
در جهان قرن بیست و یکم تاکید هر سه‌ی این مراسم‌های بزرگ بر این است که بر خلاف آن‌چه به آن معروف هستند تنها به دنبال زیبایی نیستند و دختر شایسته‌ی سال باید باهوش، باسواد و موقر نیز باشد. دخترهای شایسته تقریبا همیشه تحصیلات دانشگاهی دارند و در ورزش و امور خیریه نیز فعال هستند. در ضمن دخترها پس از انتخاب سفیری بین‌المللی می‌شوند که موضوعاتی مثل کنترل بیماری‌ها، صلح و اطلاع عمومی از بیماری ایدز را تبلیغ و تشویق می‌کنند. بعضی‌ها حتی قدم به فعالیت‌های سیاسی گذاشته‌اند (و البته بعضی‌ها هم سر از آگهی‌های تلویزیونی در می‌آورند!).


»دختران شایسته‌ی ایرانی
عنوان "دختر شایسته" ترجمه‌ای نیست که مترجمان خوش‌ذوق برای این مراسم‌های "خارجی" انتخاب کرده‌اند! در ایران نیز از سال 1344 (1965) انتخاب "دختر شایسته" باب شد و به سرعت بسیار محبوب گشت. آغاز این مسابقه در ایران از ابتکارات مجله‌ی "زن روز" وابسته به موسسه مطبوعاتی-انتشاراتی کیهان بود. یکی از نمونه‌های جالب وقتی بود که در سال 1974، گوگوش به انتخاب مردم به این عنوان گزیده شد. البته این مورد استثنا بود و در سال‌های دیگر دختر شایسته از میان مردمی که از سراسر ایران داوطلبِ شرکت بودند، انتخاب می‌شد.
میترا منصوری، کارگردان ایرانی مقیم هالیفکسِ کانادا، در دهه‌ی 70 میلادی در کرمان زندگی می‌کرده است و با این‌که آن دوره مربوط به سال‌های نوجوانی اوست آن را به خوبی به خاطر می‌آورد. او می‌گوید: "از همه‌ی ایران درخواست می‌دادند و اول 50، 60 نفر انتخاب می‌شدند و عکس‌شان در مجله‌ی زن روز چاپ می‌شد و هفته‌ی بعد از بین آن‌ها 20 نفر و بعد 16 نفر و بعد 12 نفر و همین‌طور تا انتخاب نفر اول. آخرین فینالیست‌ها را در ضمن به اردوی رامسر نیز می‌بردند. علاوه بر دختر شایسته، دختر هوش و دانایی نیز انتخاب می‌شد. دختر شایسته از طرف ایران به مسابقات جهانی می‌رفت".
مراسم دختر شایسته‌ی ایران تا آخرین سال قبل از انقلاب نیز ادامه داشت. ترانه کی‌سر آخرین دختر شایسته‌ی ایرانی بود که در روز 9 مرداد 1357 (چند ماه قبل از انقلاب) در مراسمی در هتل هیلتون تهران این عنوان را از آن خود کرد.
اما یکی از نکات جالب و در ضمن عجیب اینست که علیرغم حرفی که من از خانم منصوری و هزاران نفر دیگر شنیدم هر چه به تاریخ مسابقات دختر شایسته‌ی جهان انتخاب می‌کردم نامی از ایران و ایرانیان نمی‌دیدم. علت این امر اشتباه حافظه‌ی این دوستان نبوده است. نگاه به آرشیو قدیمی روزنامه‌ی کیهان و مجله‌ی زن نشان می‌دهد که آن‌ها هم در آن موقع همین را گزارش کرده بودند. تیتر روی جلد زن روز مورخ 20 مرداد 1354 دختر شایسته‌ی آن سال را روی جلد دارد و نوشته است: "شهره نیک‌پور، برنده مسابقات دختر شایسته ایران در حال سفر به مسابقات ملکه زیبایی جهان".
کمی تحقیقات نشان داد که این هم از آن سوتفاهم‌های مفرح است. در واقع خانم شهره نیک‌پور (و چندین نفر از سایر دختران شایسته که "مقام‌های بین‌المللی" کسب کردند) به قدری کم سن و سال بودند که در بعضی رقابت‌های بین‌المللی برای "دختر نوجوان شایسته‌ی سال" (Miss Teen International) شرکت کردند و فاتح آن شدند. اهمیت و شهرت این رقابت‌ها بسیار پایین‌تر از رقابت‌های اصلی جهانی بود و ارتباطی با آن‌ها نداشت. در ضمن این رقابت‌ها به شکل منظم نبود و دختران شایسته‌ی ایرانی هر سال به یکی از آن‌ها فرستاده می‌شدند و معمولا هم مقام می‌آوردند.


»بعد از انقلاب...
با وقوع انقلاب و روی کار آمدن متعاقب جمهوری اسلامی قاعدتا بساط مراسم دختر شایسته جمع شد. از خانم منصوری نظرش را در این باره می‌پرسم. او می‌گوید: "خوب وقتی کودک بودم این مراسم برای خیلی جذاب بود ولی الان فکر می‌کنم شیوه‌ی امتیاز دادن بسیار بر اساس ویژگی‌های جنسیتی (سکشوآلیته) است و تفکیک آدم‌ها به این شکل خوب نیست". آیا این به این معنی است که ایشان دوست ندارد این رقابت‌ها دوباره در ایران برگزار شود؟ خانم منصوری می‌گوید: "خوب اگر در همه‌ی دنیا هست، در ایران هم باشد بد نیست. اما کل سیستم جهان باید عوض شود تا این ایراد هم از بین برود".
اما بهرحال حضور ایرانی‌ها در مراسم دختر شایسته‌ پس از انقلاب به عنوان مهاجرین در کشورهای غربی ادامه یافت و در واقع تازه در این هنگام و تحت پوشش کشورهای جدیدشان بود که آن‌ها موفق شدند به مقام‌های جهانی در این راه دست پیدا کنند. این روند بخصوص در یکی دو دهه‌ی گذشته بالا گرفت و دختران ایرانی در اروپای غربی و آمریکای شمالی به مقام‌های کشوری و جهانی دست پیدا کردند.
عجیب نیست که کانادا و تورنتو، مرکز زنده‌ترین جامعه‌ی ایرانی خارج از کشور، نقش مهمی در این داستان داشتند و بالاترین مقام در این میان در سال 2003 به نازنین افشین‌جم رسید که در مراسم "دختر جهان" (Miss World) شرکت کرد و نه تنها در کانادا اول شد که در جهان نیز تا فینال پیش رفت و به مقام دوم رسید. نازنین پس از آن به فعالی سیاسی و اجتماعی بدل شد و از جمله علیه اعدام دختری در ایران که هم‌اسم خودش بود (نازنین فاتحی) کارزاری بین‌المللی به راه انداخت. او در تماس با مینا احدی، فعال مشهور ضداعدام در آلمان، حتی موفق شد از کانادا با نازنین فاتحی نیز ارتباط برقرار کند.
پس از نازنین تنها دو سال بعد، در سال 2005، دوباره فردی ایرانی (رامونا امیری) نماینده‌ی کانادا در مسابقات "دختر جهان"‌ شد. همین پارسال نیز سامانتا تاجیک از ریچموند هیل بود که در مسابقات "دختر عالم" (Miss Universe) در کانادا اول شد. جالب‌تر آن‌که سال پیش سحر بی‌نیاز و صحرا خوش‌نوازی از ونکوور نیز در فهرست 20 نفر اول بودند و پائولین رنجبر، دیگر دختر ایرانی از کبک، در رشته‌ی دیگری اول شد. با این حساب از بین 20 نفر اول این مسابقات در سال قبل 3 نفر ایرانی بودند، یعنی رقم باورنکردنی 15 درصد! پس می‌توان گفت 15 درصد دختران زیبای کانادایی، ایرانی‌الاصل هستند! (در حالی که ایرانیان حدود 0.5 درصد جامعه‌ی کانادا را تشکیل می‌دهند).


»مسابقات امسال: باز هم پنج ایرانی
حدود دو هفته‌ی دیگر، ساعت 8 شب، مراسم انتخاب دختر شایسته‌ سال کانادا برای شرکت در مسابقات جهانی "دختر عالم" (Miss Universe) انتخاب می‌شود. این بار نیز از بین 60 نفر فینالیست، 5 نفر ایرانی هستند که از این میان 3 نفر در ایران به دنیا آمده‌اند و 2 نفر متولد کانادا هستند. در ضمن 2 نفر تورنتویی هستند و 3 نفر دیگر از کالگری و ونکوور و وودریل (حومه‌ی مونترال) می‌آیند.
باید ببینیم از بین آن‌ها چند نفر می‌تواند به فهرست 20 نفر اول راه پیدا کند و آیا امکان دارد برای دومین سال پیاپی دختر شایسته‌ی سال در کانادا،‌ ایرانی‌الاصل باشد؟
مراسم دختر شایسته به حق بحث‌های زیادی را پیش می‌آورد. آیا انتخاب آدم‌ها بر اساس ویژگی‌های زیبایی ظاهری، که به قول خانم منصوری اساسا به "سکشوآلیته" مربوط می‌شود، و دادن جوایز بین‌المللی به این سبک کاری شایسته است؟ البته چنانکه گفته شد این مسابقات سعی می‌کنند تاکید کنند که معیار آن‌ها فقط زیبایی نیست اما همه می‌دانند که برندگان این مراسم به عنوان مدل و ملکه‌ی زیبایی (Beauty Pageant) مشهور می‌شوند و فعالیت‌های آن‌ها برای "صلح" و مسائل اجتماعی اغلب جدی نیست و اگر هم جدی می‌شود با گذر از مراسم‌های معمول است (مورد نازنین افشین جم و همچنین دختران شایسته‌ی سال 2002 که به حکم سنگسار آمنه لاوال، زنی از نیجریه، اعتراض کردند به یاد ماندنی است).
بهرحال بحثی "اخلاقی" در مورد این مراسم فرصتی بیشتر می‌طلبد. به عقیده‌ی نگارنده، نگاهی واقع‌گرا و رادیکال حتی اگر بخواهد بنیادهای اخلاقیات جنسی که وجود چنین مراسمی را ممکن می‌سازد، نقد کند آن را به عنوان بخشی از فرهنگ سرگرمی موجود می‌پذیرد.

تارا مبین از تورنتو
Tara Mobayen

تارا متولد شیراز است و دبیرستان خود را نیز در این شهر به پایان رسیده است و پس از آن به تورنتو مهاجرت کرده است. او از 17 سالگی کار مدلی را شروع کرده است ودر حال حاضر در دانشگاه تورنتو درسِ زیست‌شناسی انسانی و فیزیک نجومی می‌خواند. او سابقه کسب مقام در شنا و ریاضیات و نقاشی نیز دارد. از سایر علاق او شعر و رقص و پختن کیک است.
بهترین جایی که تابحال رفته است: دوبی. "مفهوم بالا آوردن سطح اقیانوس برای ایجاد جای زندگی از نظر استراتژیک، اقتصادی و طبیعی معقول است. دوبی بندری بدون مالیات و بهشت خرید برای همه چیز از لباس و لوازم آرایش تا ماشین و لوازم برقی است".
سن: 21 سال
قد: 170 سانتیمتر

طناز آل سفر از ونکوور
Tannaz Alesafar

طناز متولد تهران است. او دوره‌ی متوسطه‌ی خود را در دبیرستان معراج به پایان رساند و سپس به کانادا مسافرت کرد. در حال حاضر در رشته‌ی ارتباطات و رسانه‌های عمومی در دانشگاه سیمون فریزر درس می‌خواند. در آینده نیز می‌خواهد فوق لیسانس خود را در ارتباطات بگیرد و در صنعت رسانه‌ و سرگرمی مشغول باشد. او علاقه‌ی بسیاری به ورزش‌هایی همچون فوتبال و بسکتبال دارد. از سایر علاق او شعر، آشپزی، ورزش و رقاصی است. طناز سابقه‌ی حرفه‌ای رقص شکم نیز دارد.
بهترین جایی که تابحال رفته است: مونترال. "ساختار شهر و سبک ساختمان‌ها را دوست دارم".
سن:‌ 24 سال
قد: 178 سانتیمتر

سارا ساعی از وودریل (حومه‌ی مونترال)
Sarah Saei

سارا متولد کانادا است و ریشه‌های ایرانی و بلژیکی دارد و خود می‌گوید همین باعق شده به سنت‌های فرهنگی و زبان‌های مختلف علاقمند باشد. یکی از اهداف او در زندگی برابری برای زنان و اقلیت‌ها است. با 19 سال سن او هنوز دبیرستانی است و قرار است سال دیگر به دانشگاه برود.
بهترین جایی که تابحال رفته است: خرابه‌های خط ساحلی مایا در مکزیک
سن: 19 سال
قد: 170 سانتیمتر

یاسمین معاونیان
Yasmin Moavenian

یاسمین متولد و بزرگ‌شده‌ی یکی از ایرانی‌نشین‌ترین شهرهای کانادا یعنی نورت یورکِ انتاریو است (که چند سال پیش درون تورنتو ادغام شد تا یاسمین هم تورنتویی به حساب بیاید). او از 3 سالگی به مدرسه‌ی فرانسوی تورنتو رفته است و تا دبیرستان در همانجا بوده و به همین علت انگلیسی و فرانسوی را خوب صحبت می‌کند و اسپانیایی نیز می‌داند. او لیسانس خود را در علوم سیاسی و مذهب از دانشگاه تورنتو دریافت کرده است. او اکنون به دانشکده‌ی حقوق وارد شده است و امیدوار است تا سال 2011 وکالت را آغاز کند. از علایق او ورزشِ اسنوبرد، امور خیریه و هنر است.
سن: 24 سال
قد: 170 سانتیمتر

ندا درخشان
Neda Derakhshan

ندا متولد ایران است و در 13 سالگی به همراه والدین و 3 برادر کوچکترش به کانادا آمده. خانواده‌ی آن‌ها پس از حدود یک سال زندگی در تورنتو به دلیل شغل پدر به کالگری مهاجرت کرد. ندا در کالگری به دبیرستان رفت و در همان‌جا به کالج رفت و پس از دریافت فوق دیپلم مدیریت بیزینس، در حل حاضر در نهادی مالی کار می‌کند. ندا دوست دارند در آینده‌ی نزدیک سالنی زیبایی افتتاح کند. او علاقمند به رقص، انواع موسیقی، شنا، اسب‌سواری، وقت‌گذرانی با خانواده و دوستان و بخصوص مسافرت است.
بهترین جایی که تابحال رفته است: کوبا چون دارای بیشترین زیبایی طبیعی است و علاوه بر آن فرهنگ، صداقت، دلخوشی مردم،‌ رقص، غذا، زبان و فضای کلی بینظیرند.
سن: 25 سال
قد: 173 سانتیمتر

آیلار مکی
aylar macky

آیلار متولد تهران و در 9 سالگی به همراه پدر و مادر به کانادا و شهر انتاریو مهاجرت کرد.
خانواده آیلار پس از مدتی به کلگری کوچ کرده و آیلار تحصیلات خودش رو در این شهر ادامه داد.
به زبانهای انگلیسی، فارسی و ترکی تسلط کامل دارد و در حال یادگیری زبانهای فرانسوی و ایتالیایی هست. آیلار دانشجوی رشته تجارت بین االمللی با گرایش جامعه شناسی هست و در موسیقی و ورزش هم استعدادهای خودش رو نشان داده و در نوجوانی سه سال متوالی برنده بهترین ورزشکار زن شده است. به ورزش های فوتبال ، والیبال و بسکتبال علاقه دارد و چندین مدال در رشته شنا به دست آورده است. آیلار به موسیقی علاقه زیادی دارد و برای 14 سال هست که پیانو می نوازد.

سن: 20 سال

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱
تگ ها:


+ ایول مادربزرگ اوباما:-))

مادر بزرگ اوباما تلاشها برای تغییر دینش
از اسلام به مسیحی را ناکام گذارد!

یک کلیسای پروتستان واقع در کنیا برای تغییر دین مادربزرگ "باراک اوباما" رییس‌جمهور آمریکا که مسلمان است ناکام ماند.
یکی از نمایندگان جامعه مسلمانان کنیا اعلام کرد: یکی از کلیساهای پروتستان در تلاش بوده است تا "ساره" مادربزرگ کنیایی و مسلمان "اوباما" را برخلاف میل باطنی او مسیحی کند.
شماری از نزدیکان مادربزرگ اوباما نیز در گفتگو با خبرگزاری فرانسه اعلام کرده‌اند یکی از کلیساهای پروتستان در منطقه "کیسیمو" واقع در غرب کنیا "ساره اوباما" را برای شرکت در مراسمی مذهبی حود در روز شنبه که قرار بود وی در این مراسم تغییر دین دهد دعوت کرده بودند که "ساره اوباما" که در روستای دورافتاده کوگلو به "ماما ساره" معروف است با ابراز تعجب از این دعوت آن را رد کرده است.
"شیخ محمد خلیفه" از اعضای شورای روحانیون و وعاظ کنیا در این باره اعلام کرد: من از این تلاش دین مسیحیت که قصد دارد افراد را به زور و اجبار مسیحی کند متاسفم .
وی ضمن تحریک‌آمیز دانستن اقدام این کلیسیا اعلام کرد که چرا این تلاش فقط درقبال مادر بزرگ اوباما صورت گرفته و چرا این تلاش قبل از انتخاب اوباما انجام نشد و آیا انها این زن را پیش از انتخاب شدن نوه اش در آمریکا نمی‌شناختند؟
"سعید اوباما" برادر ناتنی "باراک اوباما" نیز اعلام کرد: کشیشان این کلیسا با مراجعه به "ساره اوباما" به او اعلام کرده بودند که وی می‌تواند مسیحی شود.
وی در ادامه و در گفتگو با خبرگزاری فرانسه تاکید کرده است: "ماما ساره‌" مسلمان متولد شده است و قصد دارد مسلمان بمیرد. مساله تغییر دین او نیز اصلا مطرح نیست.
"ساره اوباما" سال 2006 پس از دیدار "باراک اوباما" از کنیا و به ویژه حضور او در روستای دورافتاده "کوگلو" به شهرت رسید. این روستا پس از پیروزی اوباما در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در نوامبر سال 20087 به یکی از جاذبه‌های گردشگری تبدیل شد.
دولت کنیا ماه گذشته "کوگلو" را به عنوان یکی از مناطق میراث ملی ثبت کرده است."ساره اوباما" سومین همسر پدربزرگ "باراک اوباما" است او و باراک اوباما هیچ ارتباط خونی با هم ندارند اما "باراک اوباما" او را به مانند مادربزرگ واقعی خود می‌داند.

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱
تگ ها:


+ اس ام اس های روز

اقساط
صبح اول وقت دفترچه قسطامو ورق زدم، تمومى نداره... تا آخر عمر بدهکار مهربونیاتم!


یادت باشه
کسی که باورت داره، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره .
اما مهم اینه که چطور بفهی کی دوستت داره و کی باورت کرده


نصیحت
شرط دل دادن ٬ دل گرفتنه وگرنه یکی بی دل میشه و یکی دو دل !


پرواز
عزیزم بیا با قایق عشق با هم پرواز کنیم.... پیتیکو ! پیتیکو ! پیتیکو !!


فصل خوشحالی فرشتگان
تولدت بهانه ای شد تا این فصل را بیشتر دوست داشته باشم
زیرا فصل خوشحالی فرشتگان ، روز تولد توست .
از طرف دوست دار تو و آرزو های تو .

 

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱
تگ ها:


+  

jomong65mozafari786.jpg

نویسنده : خلیج همیشه فارس ; ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱
تگ ها: